نازنینم

ای عشق ای ترانه ، سرچشمه فسانه ، دریای بی کرانه
نابود شد تلف شد ، پاشیده شد روانم ، از درد بیکرانم
کر کرده گوش افلاک ، فریاد استخوانم ، از سوزش نهانم
کجا فرار کرده ، چرا فرار کرده مهربانم مهربانم
خراب گشته لانه ، ویران گشته خانه ، نمانده هیچ دیگر
از خانه امیدم ، کرانه تا کرانه ، جز چنگ بی ترانه
جز ناله شبانه ، که گریه میکند زار ، از جور این زمانه
ای قلب بی قرارم ، ای صاحب اختیارم ، پرواز کن زلانه
ببین کجاست یارم ، ببین کجاست مُردم ، از بسکه رنج بردم
هر جا که رفته بودیم ، هر جا که گشته بودیم ، هرجا نشسته بودیم
شب تا سحر خدایا ، رنگ از رخم پریده ، خوناب دل بدیده
حیران و واله گشتم ، آنجا که شرط الفت ،با عشق بسته بودیم
تصویر او به دستم ، شب تا سحر نشستم ، با ناله های مستم
سکوت تار شب را ، بر هم زدم شکستم ، فریاد زدم ای وای
ای آسمان آبی ، بادی بده جوابی ، به ناله های عشقم
به شیون سرشکم ، ای آسمان آبی ، مگر هنوز خوابی
زدم به دست حسرت صد بار بر جبینم
صد بار دست حسرت کوبید بر زمینم
این ماتم نهانی ، این مرگ ناگهانی ، در عالم جوانی ، بر باد داد بر باد
ایمان و عقل و دینم ، ای عشق آسمانی ، ای شور زندگانی
کجا به خواب رفته ، کجا به خواب رفته ، نازنیم

0 Comments:
Post a Comment
<< Home